ایستگاه رضا: مواجهه با تصویر در آینه و پاکسازی از خود

ایستگاه رضا و تخریب زندان خود: ماهیت نفس

برای درک این احساس خود‌ایی که انسان را زندانی می‌کند، همراه با هویت‌های تقلبی‌ای که از آن سرچشمه می‌گیرند، باید به راهنمایی تعالیم روحانی روی آوریم. همان‌طور که استاد ارگون اریقدال در اثر خود «خود‌شناسی» تأکید می‌کند، رهایی از تمام دلبستگی‌های درونی و بیرونی و فرار از این زندان تقلبی باید بزرگ‌ترین هدف باشد. تا‌زمانی‌که انسان در محدوده‌ی نفس خود باقی می‌ماند، تنها منافع خود و صحت‌ِ خود را دفاع می‌کند. این پرده‌ی چسبناک که بر شخصیت واقعی سایه می‌انداخت — آنچه به نفسانیت یا شهوات حیوانی نامیده می‌شود — عامل اصلی درگیری‌های پایان‌ناپذیر ما با زندگی و با مردم است. ایستگاه رضا نام رسیدن به آگاهی خالص زیر این پرده است.

برای درک بهتر اثر مخرب شهوات حیوانی در زندگی ما، اثر «تبلیغات صحابه‌ی صادقین» — بخشش داده‌شده به بشریت از طریق میانجی‌گری ارگون اریقدال — دیدگاه تبدیل‌کننده‌ای را ارائه می‌دهد. همان‌طور که بسیار به‌وضوح در جلسه‌ی هفتاد‌وهفتم این اثر بیان شده است، بیشتر مشکلات‌ی که انسان تجربه می‌کند، به‌طور نزدیکی با شهوات حیوانی نزدیک به شخصیت خود او مرتبط است.

لحظات بحرانی‌ای که در آن‌ها ما کسی را برای‌ای بیرون خود مقصر می‌دانیم، یا زندگی یا دیگران را مسئول می‌دانیم، ریشه در خواست‌های بی‌تالبی نفس و شهوات حیوانی خود دارند. رهایی یافتن از این بحران‌هایی که ما را در فضای تنگی زندانی می‌کند، تنها از طریق رسیدن به «وجدان معقول» که در مقدمه‌ی این اثر تأکید شده است، و از طریق تأدیب نفس پایین‌تر ممکن است.

هنگامی‌که انسان خود را از توهم خودپرستی ایجاد‌شده توسط شهوات حیوانی خود رهایی دهد و راهنمایی وجدان معقول و آگاهی را انتخاب کند، وارد هماهنگی با نظم کیهانی می‌شود. پذیرفتن دقیقاً بیدار کردن این وجدان و تخریب جهان‌واره‌ی تقلبی است.

صلح کردن با آنچه زندگی می‌آورد: سود، زیان، و آزمایش‌ها در ایستگاه رضا

کسی که رضا می‌پذیرد، کسی است که در سود و زیان خود، با قلب می‌بیند که هر چیز‌ای که برای او اتفاق می‌افتد از منبع اعلیٰ می‌آید. بر اساس طبیعت انسانی، ما وقتی سود می‌برند، آن را به هوش و توانایی خود نسبت می‌دهیم؛ وقتی زیان می‌بریم، سرپیچی می‌کنیم و سرنوشت یا دیگران را مقصر می‌دانیم. اما ایستگاه رضا تنها پذیرفتن چیزهای خوشایند‌ی که به‌ما می‌رسند نیست؛ بلکه صلح کردن با همه‌ی آنچه اتفاق می‌افتد است.

همان‌طور که دکتر بدری رهسلمان در کتاب «قضا و تقدیر» بیان می‌کند، رویدادها و رنج‌های‌ی که ما در کیهان با آن‌ها روبه‌رو می‌شویم، آزمایش‌های الزامی هستند که برای شتاب دهنده به تکامل روح ما ارائه شده‌اند. زنجیره‌ی رویدادهایی که ما با آن‌ها در زندگی روبه‌رو می‌شویم، ممکن است همیشه با آرزوهای ساده‌ی امروز ما موازی نباشد. زیاِنی که تجربه می‌کنی، در واقع، درس بی‌ارزشی است که برای تکامل روح تو قرار داده شده است. سود و زیان دو نمای متفاوت از یک مسیر تکاملی یکسان هستند. رسیدن به ایستگاه رضا توانایی نگاه کردن به هر دو نمای با یک تساهل باشد.

جلسه‌ی هشتم «تبلیغات صحابه‌ی صادقین» به ما، با یک دیدگاه بسیار بلند، به ما ارائه می‌دهد که رسیدن به این حالت تساهل چه می‌تواند باشد. در آن جلسه، هنگامی‌که توصیف می‌کند که آلیاژهای اداری بلند و موجودات روحانی پیشرفته چگونه به رویدادها نزدیک می‌شوند، یادآوری می‌شود که آن‌ها کاملاً از قضاوت‌های مکانیکی، واکنش‌های احساسی لحظه‌ای، و بررسی‌های سطحی‌ای که انسان‌ها پیوسته در زندگی روزمره در آن می‌افتند، آزاد هستند.

ما معمولاً به محض رویداد، پاسخ می‌دهیم، سرپیچی می‌کنیم، و قضاوت می‌کنیم. اما آگاهی‌ای که به ایستگاه رضا رسیده است، رویدادها را بدون شتاب، بدون قضاوت، و با پذیرش بلندی مشاهده می‌کند.

روبه‌رو‌شدن با درد و شیرینی‌ای که زندگی با تساهل کیهانی می‌آورد — این قدم زدن در آن آگاهی بدون واکنش، بدون قضاوت و بالاتر است، یعنی ورود به ایستگاه رضا.

«آن‌چه در تو نیست، نمی‌تواند در دیگری ظاهر شود»: انعکاس و پاکسازی آگاهی

پس چگونه ما بسیار دور از ایستگاه رضا می‌شویم و زندگی را برای خود و دیگران زندانی می‌کنیم؟ آن قانون شکوه‌مندی که در یادداشت‌های مطالعه‌ی تو یافت می‌شود، در اینجا وارد می‌شود: آن‌چه در تو نیست، نمی‌تواند در دیگری ظاهر شود، و تو در دیگران آنچه را می‌بینی که در خود است می‌بینی. آیا کسی را مذمت می‌کنی؟ او را بدون رحم نقد می‌کنی؟ هنگامی‌که مردم را قضاوت می‌کنی، خود را کاملاً درست و او را کاملاً غلط و مسئول می‌دانی؟

یکی از منابع غیرفریب‌وار که نابینایی انسان به جهان درونی خود و بیماری قضاوت دیگران را توضیح می‌دهد، اثر موریس نیکول «تفسیرهای روان‌شناختی درباره‌ی آموزش گوردجیف و اوسپنسکی» است. همان‌طور که این اثر بیان می‌کند، ما از جهان درونی خود آگاه نیستیم، و ما جنبه‌های تاریک‌ی را که نمی‌توانیم آن‌ها را در خود تحمل کنیم، به بیرون طرح می‌کنیم و دیگران را مقصر می‌دانیم.

اگر ما پیوسته و سختی صفتی مثل بخل، تکبر، حسادت، یا خشم را در دیگران نقد می‌کنیم، این در واقع انعکاس مستقیمی از چیزی است که ما در خود کور هستیم. هنگامی‌که ما بر روی دیگری خشمگین می‌شویم، ما در واقع بر آن قطعه‌ی تاریک‌ی شناخت‌نشده در خود حمله می‌کنیم.

تا‌زمانی‌که ما در خود‌مشاهده‌ی بدون‌قضاوتی و صادقانه شرکت نکنیم، هرگز متوجه نخواهیم شد که آنچه ما در دیگران نقد می‌کنیم، در واقع خود ما است. کتاب «خود‌شناسی» اوسپنسکی نیز به ما می‌گوید که مواجهه‌ی یک فرد با حقیقت خود تنها راهی برای بیدار شدن از این خواب است.

به‌جای قضاوت دیگران و ریختن خشم بر سر آن‌ها، چه راهی باید پیش‌گیریم؟ در اینجا قانونی فوق‌العاده‌ی توصیه‌شده در جلسه‌ی شصت‌ودوم «تبلیغات صحابه‌ی صادقین» — «پاکسازی آگاهی» — وارد می‌شود.

در آن جلسه، تأکید می‌شود که ما نباید فوری‌ِ اطلاعات، تأثرات، و رویدادهایی را که از بیرون دریافت می‌کنیم، تابع قضاوت‌های فوری کنیم. آنچه بر عهده‌ی ما است، که این تأثرات را با آرامش در خود نگاه داریم، آن‌ها را مشاهده کنیم، اما کاملاً قضاوت نکنیم.

چقدر ضعف مکانیکی و جهانی است که ما از قضاوت و مذمت شتاب زده‌ای داریم، چنان‌که یک سیلی بر صورت ما زده شود در جلسه‌ی هشتادوچهارم همان اثر: اگر مذمت یا سرزنشی وجود دارد، باید بدانید که این یک عمل روحانی بلند نیست، بلکه کاملاً برای انسان است، ابراز محدودیت جسمانی انسان. مذمت کردن دیگری چیزی جز اعلام ضعف روحانی خود نیست.

محدودیت‌های قضاوت و قدرت محبت جهانی

قضاوت کردن دیگری در واقع اعلام محدودیت و نادانی خود است. در حالی‌که تو کسی را بدون رحم قضاوت می‌کنی، نمی‌توانی آزمایش‌های روحانی، درگیری‌های درونی، و بارهای کارمیکی گذشته را ببینی که او را به این رفتار کشاند. خطوط پر‌حکمت در کتاب «آموزش‌های عقاب سفید چهارم — هیچ جدایی در محبت نیست» توصیف می‌کند که چگونه قضاوت با قوانین جهانی مخالف است. در حالی‌که نگهبانان بزرگ کیهان آن فرد را با شفقت در آغوش می‌گیرند، ما نمی‌توانیم درک کنیم که فرد‌ای که ما بر خود را قضاوت‌کنندگی رانده‌شده‌ایم، در واقع، ابزار قانون الهی است، آینه‌ای را برای ما نگاه می‌دارد. ایستگاه رضا شجاعتی برای نگاه کردن به انعکاس بدون شکستن آینه است.

رفتار به دیگرانِ ما با درک به‌جای فرستادن انرژی نفرت یا مذمت، مهم‌ترین پیچش در تکامل روحانی است. زیرا در حالی‌که مذمت و نفرت موجود را مسموم می‌کند، محبت آن را بلند می‌برد. جلسه‌ی هفتادسوم «تبلیغات صحابه‌ی صادقین» این حقیقت را بسیار عمیقاً از طریق تغذیه روح فرمول‌بندی می‌کند: «محبت نقطه‌ی مقابل نفرت است. و تنها محبت از روح تغذیه می‌شود؛ نفرت از اثر نقابل تغذیه می‌شود.»

رشد درونی و رسیدن به ایستگاه رضا تنها از طریق بیرون آمدن از آن چرخه‌ی تاریک نفرت و قضاوت‌های بی‌پایان، و در آغوش گرفتن محبت — غذای واقعی روح — ممکن است. دادگاه‌های بی‌پایان درونی‌ای که ما در ذهنمان برقرار می‌کنیم، فکر می‌کنیم که ما را ظلم شده یا ارزش ما شناخته نشده است، اثرات نقابل که انرژی ما را می‌خورند. اما فردی که به ایستگاه رضا رسیده است، فردی که خود‌را نابود کرده است، این دفاتر حساب را برای همیشه بسته است، درک کرده‌ای که هیچ کس چیزی برای او مدیون نیست. برای همین دلیل، بخشش کلید اول در دروازه‌ی ایستگاه رضا است.

ایستگاه رضا: صلح بزرگ با کیهان و خود — کلید به آزادی

در نتیجه‌گیری، هر نفس‌ی که زندگی به ما می‌دهد، فرصتی برای قدم زدن بیرون از زندان تنگ و تاریک خود و وارد شدن به باغ وسیع و روشنِ ایستگاه رضا است. آن عیب تحمل‌ناپذیر، دروغ، تکبر، یا خشمی که تو در فرد پیش‌رو می‌بینی، در واقع، آینه‌ی روشنی است که روح تو برای تو در نگاه می‌دارد. به‌جای خشمگین شدن به آینه یا تلاش برای شکستن آن، باید با شجاعت به انعکاس نگاه کرد. زیرا ایستگاه رضا رد کردن این انعکاس نیست، بلکه گفتن «بله» با محبت به آن است.

بار بعدی که قرار است مذمت، نقد، یا قضاوت کنی، توقف کن و یک نفس عمیق بکش. پاکسازی آگاهی را که برایمان در جلسات‌ها زمزمه شد، یادآوری کن؛ قضاوت فوری را ننگار. به درون روی آور و از خود صادقانه سؤال کن: «چه نقطه‌ی تاریکی در من است که از مواجهه‌ی آن بی‌نیاز به فرار است — آن‌چه باعث می‌شود این فرد برایم الان اینقدر آزار‌دهنده است؟ آن‌چه در تو نیست، در من چگونه ظاهر می‌شود؟»

لحظه‌ی‌ای که تو می‌توانی این سؤال را از خود بپرسی، لحظه‌ی‌ای که تو می‌توانی از صندلی قاضی پایین بیایی و دیگران را با محبت تماشا کنی، بزرگ‌ترین قدمی را برداشته‌ای که به سمت تسلیم خود — به سمت آن ایستگاه بزرگ و ارام رضا است. وقتی‌که تو با همه‌ی آنچه اتفاق می‌افتد، با زیان‌هایی که زندگی برایت می‌آورد، و با مردمی که اطرافت هستند صلح می‌کنی، خواهی دید که چگونه قلب تو سبک می‌شود. زیرا ایستگاه رضا نه‌تنها صلح با کیهان بیرونی است، بلکه صلح انسان با تاریکی‌های عمیق‌ترین خود است. نترسیدن از نگاه کردن به انعکاس — این همان محبت کردن به آن است؛ و این محبت خود ایستگاه رضا است.

کتاب‌شناسی

  • اریقدال، ارگون. خود‌شناسی (کلید آزادی). انتشارات موسسه، مطبعه‌ی گویش‌دل، استانبول، ۲۰۲۳.
  • اریقدال، ارگون. تبلیغات صحابه‌ی صادقین. انتشارات موسسه، مطبعه‌ی گویش‌دل، استانبول، ۲۰۲۳.
  • عقاب سفید. در محبت جدایی نیست (ترجمه‌ی فارسی کمال منمن‌جیوغلو). انتشارات روح و ماده، مطبعه‌ی امره، استانبول، ۱۹۹۴.
  • ابن‌عربی، محیی‌الدین. تفسیر الکبیر تاویلات (جلد اول). انتشارات کیتسان، استانبول.
  • نیکول، موریس. تفسیرهای روان‌شناختی درباره‌ی آموزش گوردجیف و اوسپنسکی. انتشارات روح و ماده، استانبول، ۲۰۰۸–۲۰۱۲.
  • اوسپنسکی، پی. دی. واقعیت انسان — «خود‌شناسی». انتشارات روح و ماده، استانبول، ۱۹۸۹ / ۲۰۱۰.
  • رهسلمان، بدری. قضا و تقدیر. انتشارات گیرت کتابفروشی، استانبول، ۱۹۵۳.