⏱ 1 دقیقه مطالعه
غیبت و فتنه: یک آلودگی انرژتیک نامرئی — بُعد روحی غیبت
بُعد روحی غیبت — در سراسر تاریخ بشر، هر باور کهن، هر جریان فلسفی و هر دینی، غیبت، دسیسه، بدخواهی، حسد و تهمت را در زمرهٔ سنگینترین ضعفهای اخلاقی و بیماریهای روحی تعریف کرده است. در متون مقدس و آموزههای اخلاقی که قرنها دستبهدست شدهاند، این رفتارها نه صرفاً خطاهای سادهای که نظم اجتماعی را بر هم میزنند، بلکه جرمهایی جدی دیده شدهاند که پیوند الهی انسان با آفریدگار و کائنات را میگسلند و روح را به تاریکیای معنوی فرومیکشند. اما برای درک بُعد روحی غیبت و اینکه این مفاهیم فراتر از یک «عادت بد» چه معنایی در نظام کیهانی دارند، چه ساختار انرژتیکی را در خود حمل میکنند و در سفر تکاملی روح چه اثرات ویرانگری پدید میآورند، باید موضوع را در پرتو اسپیریتیسمِ تجربی (روحگرایی) و علوم متاسایکیک بررسی کنیم.

هر دامی که پشت سر دیگری میگسترانیم و هر سخن بدخواهانهای که بر زبان میآوریم، در حقیقت پیراهنی از آتش است که بر روح خویش میپوشانیم.
از نگاه روحی و اسپیریتیستی، همهچیز در کائنات انرژی است و اندیشههای ما از نیرومندترین و ملموسترین بازتابهای آن انرژیاند. مردم عموماً چنین میپندارند که غیبتی که از دهانشان بیرون میآید، یا بدخواهیای که در درون میپرورانند، صرفاً در هوا محو میشود و از میان میرود. حال آنکه ماجرا هرگز چنین نیست. همانگونه که استادِ معنوی اِرگون آریکدال در اثر خود Kendini Bilmek (خودشناسی) بهروشنی توضیح میدهد، در جهان ما پیش از آلودگی زیستمحیطی فیزیکی، یک «آلودگی ذهنی» بسیار خطرناکتر آغاز شده است. آریکدال بیان میکند که موجودات ساکن زمین با انرژیهای شریرانه، فرومایه و منفی خود و با اندیشههای آکنده از غیبت و بدخواهی، آلودگی تخیّلی عظیمی پدید آوردهاند. این آلودگی ذهنی، همچون آینهای غولآسا، مکانها و انسانهای با ارتعاش پستِ متناسب را بر روی زمین مییابد؛ آنها را فعال میکند و فتیلهٔ رویدادهای منفی را میافروزد. به بیان دیگر، وقتی از کسی غیبت میکنید یا نسبت به او کینه و بدخواهی در دل میپرورانید، تنها از نظر اخلاقی به او ستم نکردهاید؛ بلکه ذرّهای سمّی و تاریک از انرژی را نیز به جوّ جهان رها میکنید و این تودهٔ عظیم زبالهٔ ذهنی را تغذیه میکنید.
نیروی آفرینندهٔ اندیشه و تاریکیای که میآفرینیم
برای درک روشنترِ ماهیت و سازوکار این انرژی تاریک، باید به نیروی آفرینندهٔ اندیشه بنگریم. همانگونه که در جلساتِ منتقلشده در اثر کنون، Between Death and Life (میان مرگ و زندگی)، بیان شده است، اندیشهها بهیقین تجلّیاتی واقعیاند و خودِ انرژیاند. آنگاه که انسان دربارهٔ دیگری دسیسه و بدخواهی میپروراند، این احساس منفیِ شدید، در کائنات صورتی انرژتیک و ملموس پدید میآورد. مردم تمایل دارند در پی «شیطانی» شاخدار یا «ارواح خبیثهای» بگردند که بیرون در گردشاند و در روحها حلول میکنند و آنها را به شرارت وامیدارند. حال آنکه، چنانکه کنون تأکید میکند، در قلمرو روحی هیچ مفهوم تجسّمیافته و ملموسی از شرّ وجود ندارد؛ شرّ صرفاً ناهماهنگی میان دو نیروست. انسان با تولید غیبت و تهمت، با اندیشیدن از سرِ نفرت و بدخواهی، این انرژیهای شیطانی را با دست خویش میآفریند. شانه خالیکردن از مسئولیت با این بهانه که «شیطان مرا به این کار واداشت»، تنها به این صورتهای انرژی منفی که خودِ شخص آفریده است، نیروی بیشتری میبخشد.
«من»های تهمتزنِ درون: ریشهٔ روانشناختی غیبت
پس چرا انسان به عملی چنین ویرانگر همچون غیبت و دسیسه روی میآورد؟ ریشههای روانشناختی و اِزوتریک این پرسش را در Psychological Commentaries on the Teaching of Gurdjieff and Ouspensky (تفسیرهای روانشناختی بر تعالیم گورجیف و اوسپنسکی) مییابیم. این اثر از شخصیتهای کاذبی سخن میگوید که انسان در درون خود میپروراند، یعنی «من»های تهمتزن. بزرگترین لذت و فعالیت این «من»های تهمتزن (خودها/اِگوها) خوارشمردن دیگران، تحریف رویدادها و غیبتکردن است. این موجودیتها چنان مادهٔ ذهنی و عاطفی انسان را برمیآشوبند که شخص حتی در صادقانهترین و پاکترین چیزها نیز به جستوجوی شرّ میافتد. در این اثر، این حالت با «گناه بر ضدّ روحالقدس» که در اناجیل بدان اشاره شده مرتبط دانسته شده است، حالتی که با دیدنِ بدترین وجهِ هر چیز برابر است. این «من»های تهمتزن، همچون خونآشام، انرژی درون انسان را میمکند و بیداری معنوی و سفرِ خودشناسیِ شخص را بهکلّی سدّ میکنند. رویارویی با این نفسِ کاذبِ درون، تنها با انضباطِ راستینِ اِگو ممکن میشود ــ همان چیزی که از آن با کُشتنِ «نفس» درون تعبیر میشود.
خونآشامی روانی: چه کسی انرژی شما را میرباید؟
این حالتِ «خونآشامی روانی» مستقیماً با چگونگی تأثیرِ کسانی که بدخواهی و غیبت تولید میکنند بر اطرافیانشان مرتبط است. همانگونه که استادِ معنوی اِرگون آریکدال در اثر خود Pozitif Yaşam (زندگی مثبت) یادآور میشود، انسانهایی با اِگوهای متورّم، ناهماهنگ و دائماً در جستوجوی عیوبِ دیگران، همچون دزدان تمام انرژی پیرامون خود را میربایند. این افراد خونآشامهای روانیاند که میکوشند با بدگویی پشت سر دیگران و تحریف رویدادها، نارضایتی درون خویش را ارضا کنند. وقتی از جمعِ آنان بیرون میآیید، خود را خسته، فرسوده و تهی از انرژی مییابید. زیرا ارتعاشات بدخواهیای که آنان تولید میکنند، انرژی حیاتی شما را غارت کرده و کوشیدهاند شما را نیز به درون جهانِ کمارتعاشِ خود بکشانند.
غیبت و تهمت در تصوّف: تباهیِ شریفترین قوّه
فلسفهٔ صوفیانه و عرفان اسلامی از منظری بینهایت ژرف به این موضوع مینگرند. در اثر باشکوهِ Tafsir al-Kabir / Ta’wilat از عارفِ بزرگ محییالدین ابن عربی تأکید شده است که فساد در زمین گستردن، در حقیقت به معنای تباهکردنِ گوهرِ ابدی و نورانیِ درون ما به بهای جهانِ تاریک و گذرای فانی است. ابن عربی با منطقی باشکوه توضیح میدهد که چرا اعمالی چون غیبت، تهمت و نفرت پیامدهایی بسیار سنگینتر از گناهان سادهٔ جسمانی دارند: در سرشت انسان قوای شهوت، غضب (خشم) و عقل (قوّهٔ ناطقه) وجود دارد. حال آنکه خطاهای برخاسته از شهوت یا خشم، انسان را تا سطح حیوانی فرومیکشند، اعمالی چون غیبت، تهمت، دروغ و بدخواهی از والاترین و شریفترین قوّهٔ انسان ــ قوّهٔ «عقل و نطق» ــ برمیخیزند. به همین سبب، تهمت و دسیسهای که از تباهیِ شریفترین قوّه سرچشمه میگیرد، انسان را تا فروترِ از یک حیوان، تا سطحی «شیطانی» فرومیکشد. روح فردِ حسود و رشکورز از روشنشدنِ دیگران رنجیده میشود و با استراق سمع میکوشد نور دل را برُباید و آن را در حجاب فروبرد. از همین روست که غیبت و تهمت از ستبرترین حجابهایند که همچون قیر به روح میچسبند و آن را از حضور و نور الهی محروم میسازند.
اصل علیت و بازتاب آن در اسپاتیوم
بازتاب همهٔ اینها در زندگیِ پس از مرگ (در اسپاتیوم) بسیار تکاندهندهتر است. بنا بر «اصل علیت» (قانون علت و معلول / کارما) که استادِ معنوی دکتر بدری روحسلمان در اثر خود Mukadderat ve İcabat (تقدیر و اقتضائات) بهتفصیل شرح میدهد، هیچ عمل، هیچ سخن و هیچ اندیشهای در کائنات هرگز از میان نمیرود. سازوکار الهیِ تدبیر در کائنات، هر علتی را به معلولی و هر معلولی را به علتی بسته است. موجودی که زندگی دیگری را با غیبت و دسیسه تیره میکند و او را به رنجی ناروا دچار میسازد، بنا بر قوانین کیهانی، باید پیامد این انرژی منفیای را که آفریده است شخصاً از سر بگذراند. این مجازاتی ابدی نیست، بلکه پیچی ضروری در راه تکامل است تا روح تاریکیای را که تولید کرده دریابد و خود را از آن پاک کند. در این نقطه، بهیادآوردنِ تعادل آزادی و مسئولیت که سرنوشت ما را شکل میدهد، ما را نسبت به هر گامِ انرژتیکی که برمیداریم آگاه نگاه میدارد.
ثبتهای جلساتِ روحیِ کتاب Ruhlar Arasında (در میان ارواح) اثر دکتر بدری روحسلمان، حالتی را آشکار میکند که چنین ارواحی پس از ترک بدنِ فیزیکی خود در اسپاتیوم (جهانِ فراسو) بدان دچار میشوند. موجوداتی که در زمین مردم را به جان یکدیگر میانداختند، از غیبت و تکبّر تغذیه میکردند و از سلطه بر دیگران لذت میبردند، پس از مرگ در اسپاتیوم به حالتی از «سرگشتگی» (سرگیجه، تیرگی و آشوبی بزرگ) دچار میشوند. این ارواح گرچه بدنی فیزیکی ندارند، در زندانی ذهنی و تاریک که از نفرت، دشمنی، بدخواهی و دروغهای خودساخته پدید آمده، محبوساند. آنان هنوز در پیرامون خود در پیِ سادهدلانی میگردند که به آنان باور کنند و به غیبتشان گوش بسپارند؛ اما چون در جهانِ فراسو همهچیز شفاف است، نمیتوانند این خواستهها را ارضا کنند. عذاب و رنجی که تحمّل میکنند چنان بزرگ است که این حالت خودِ دوزخی است که خویش آفریدهاند. این ارواح که نمیتوانند خود را از توهّمات بدخواهیِ خودساخته رها سازند، زیر بارِ سنگینِ بیمِهری و تکبّرِ درون نزدیک است خفه شوند و تنها آنگاه که خطاهای خویش را درک کنند و با وجدان خود رویارو شوند، بهآهستگی از این حالتِ تاریکِ سرگشتگی بیرون میآیند.
راه پاکسازی: عشق و آگاهیِ نور
در مجموعهٔ Wisdom of Silver Birch (حکمت سیلور برچ)، راهنمای معنویِ نامدار سیلور برچ نیز بر این مسائل روشناییِ آشکاری میافکند. سیلور برچ بیان میدارد که گناه به قواعد جزمی یا نبودِ عبادتِ صوری مربوط نیست؛ گناهِ راستین از اعمالی تشکیل میشود که تهی از شفقت و عشق، به خود و دیگران آسیب میرسانند. حسد، آز، غیبت و رشک بزرگترین گناهانیاند که انسان را از امر الهی میبُرند. سیلور برچ با این سخن که «بزرگترین گناه دروغ است، خیانت به حقیقتی که در ژرفای دل خود بدان آگاهی»، تأکید میکند که ستم و دسیسهای که انسانها بیجهت بر یکدیگر روا میدارند، بذرِ مجازات را در خودِ عامل آن حمل میکند. بر ترازوی خطاناپذیرِ عدالتِ معنویِ کائنات، هر آسیبی که با غیبت و بدخواهی به دیگری رسانده شود، باید در حسابِ روحی به تعادل بازگردانده شود.
پس بشر چگونه خود را از این بارِ سنگینِ انرژتیک، از زهرِ غیبت و دسیسه محافظت و پاک خواهد کرد؟ پاسخ این پرسش در آگاهیِ عشق و نور نهفته است. همانگونه که در آثار The Angels of Light and Darkness (فرشتگان نور و تاریکی) و There Is No Separation in Love (در عشق جدایی نیست)، دربردارندهٔ تعالیمِ وایت ایگل، بیان شده است، شرّ همواره ویرانگر و نابودکننده است؛ اما نور همواره سازنده و آفریننده است. هر موجودِ زنده در کائنات آکنده از آتشِ مقدسِ حیات است. آنگاه که انسان دربارهٔ دیگران بد میاندیشد، آنان را نکوهش میکند یا غیبتشان را میکند، نور الهیِ درونِ وجود خویش و جریانِ درون چاکراهای (مراکز انرژی) خود را سدّ میکند. تردیدها، بدخواهیها و سرکشیهایی که ذهن را انباشتهاند، همان تاریکیهای آزارندهایاند که در آینهٔ روحِ خودِ شخص بازتاب مییابند. وایت ایگل به مردم اندرز میدهد که در هر چیزِ پیرامون خود «نور» را ببینند. زیرا آنگاه که به ماده و به انسانها همچون چیزی تاریک، معیوب یا شریر بیندیشید، نیروی تاریکی و شرّ را در کائنات میافزایید. اما نزدیکشدن به هر رویداد و هر موجود با عشق و شفقت، تنها راهی است که غیبت و دسیسه را در دم خنثی میکند و تارِ برادریِ کیهانی را میبافد. این پاکسازیِ درونی تنها با رویارویی با بازتاب در آینه و پاکسازی از نفس ژرفا مییابد.
سرانجام: در همهٔ باورها، ادیان و در فلسفهٔ اسپیریتیستی، غیبت، دسیسه و بدخواهی اعمالیاند که هرگز نباید سبک شمرده شوند. اینها صرفاً ضعفهای اخلاقی نیستند؛ بلکه افتی بنیادین در فرکانساند که در آن انسان به خاستگاه الهیِ خود خیانت میکند، نیروی آفرینندهٔ خویش (اندیشه) را در راه ویرانی به کار میگیرد و هالهای (انرژی) سیاه و سمّی به پیرامون خود میگسیلد. اسپیریتیسم به ما میآموزد که هر دامی که پشت سر دیگران گسترانده میشود و هر سخن شریرانهای که بر زبان میآید، در حقیقت پیراهنی از آتش است که بر روح خویش میپوشانیم. یگانه هدفِ انسان در این جهان، بیدارکردن آگاهی خویش، شنیدنِ آوای وجدانِ درون و رسیدن به عشقی کیهانی است. و رسیدن به این هدف تنها با پاککردنِ زبان و ذهن خود از دسیسه و بدخواهی، و با کوشش برای دیدنِ نورِ آفریدگار در هر موجودی ممکن خواهد بود.
پرسشهای پرتکرار
آیا غیبت واقعاً یک «گناه» است؟
از نگاه اسپیریتیستی و متاسایکیک، غیبت بسی فراتر از یک «گناه» به معنای جزمی آن است. غیبت یعنی انسان قوهٔ نطق و اندیشه ــ شریفترین نیروی خود ــ را در راه ویرانی به کار گیرد؛ انرژی سمّی به کائنات رها کند؛ و بر پایهٔ اصل علیت، ناگزیر شود پیامد آن انرژی را خود از سر بگذراند. به بیان دیگر، غیبت دِینی انرژتیک است که تکامل معنویِ خودِ شخص را خرابکاری میکند.
چگونه میتوانم خود را از انرژی غیبت و تهمت محافظت کنم؟
نیرومندترین محافظت، بالابردنِ ارتعاش شماست. شرکتنکردن در غیبت، کوشش برای دیدنِ «نور» در انسانها و رویدادها، و نزدیکشدن با عشق و شفقت، انرژی دسیسه را خنثی میکنند. مرزگذاری با «خونآشامهای روانی» که انرژی شما را میکِشند و پاسداشتِ آرامش درون نیز میدانِ معنویِ شما را پاک نگاه میدارند.
اگر خودم هدف غیبت باشم چه باید بکنم؟
ترازوی عدالتِ کیهانی خطاناپذیر است: هر دسیسهای که بهناروا تولید شود، بذر مجازات را در خودِ تولیدکنندهاش حمل میکند. آنچه از نظر انرژتیک باید بکنید این است که با موضع دفاعی گرفتن یا غیبتِ متقابل به همان ارتعاش پست فرونیفتید، بلکه آرامش درون و فرکانسِ عشقِ خود را پاس بدارید. بخشش و سکوت، والاترین راه برای منحلکردنِ این انرژی تاریک بدون بازتاباندنِ آن است.
منابع:
- Arıkdal, Ergün. Kendini Bilmek (خودشناسی). Istanbul: انتشارات روح و ماده.
- Arıkdal, Ergün. Pozitif Yaşam (زندگی مثبت). Istanbul: انتشارات روح و ماده.
- Cannon, Dolores. Between Death and Life (میان مرگ و زندگی).
- Ibn Arabi, Muhyiddin. Tafsir al-Kabir / Ta’wilat.
- Nicoll, Maurice. Psychological Commentaries on the Teaching of Gurdjieff and Ouspensky (تفسیرهای روانشناختی بر تعالیم گورجیف و اوسپنسکی).
- Ruhselman, Dr. Bedri. Mukadderat ve İcabat (تقدیر و اقتضائات). Istanbul: انتشارات روح و ماده.
- Ruhselman, Dr. Bedri. Ruhlar Arasında (در میان ارواح). Istanbul: انتشارات روح و ماده.
- Silver Birch. Wisdom of Silver Birch (حکمت سیلور برچ).
- White Eagle. The Angels of Light and Darkness (فرشتگان نور و تاریکی).
- White Eagle. There Is No Separation in Love (در عشق جدایی نیست).