⏱ 1 دقیقه مطالعه
برای فهم پیوند کهن میان وجدان و آزادی، باید ابتدا به دیدگاه گی ایی گوردجیف نگاه کنیم که انسان را «ماشین مکانیکی» میداند. از این فرض تکاندهنده که انسانها تنها اسباب بازی انجمنهای درونی و تأثیرات بیرونی هستند، بزرگترین فریب عصر جدید این است که انسان خود را از پیش آزاد فرض میکند.

همانگونه که در تفسیرهای روانشناسیاسطوری موریس نیکول برجسته است، رابطه عمیق وجدان و آزادی تمام ظلمهای بشریت، جنگهای پایانناپذیر و مسائل عظیم زمینی را توضیح میدهد؛ زیرا مردم گمان میبرند آگاه هستند درحالی که نیستند. همانگونه که استاد ارغن اریکدال به شدت بیان میکند در اثر خود «رو به تغییر»، انسان عصر ما باید از الگوهای اعتقادی خودکار و دیدگاههای تنگنظر فراتر رود تا منظور حقیقی زندگی را بداند و خود را از طریق تجربه زنده حقایق جهانشمول نوسازی کند.
در این مقاله، ما از دیدگاهی گسترده بررسی خواهیم کرد که چگونه از بردگی درونی که ما را فرو میبلعد رهایی یابیم، نقش منحصربهفرد وجدان در این راه دراز، و پویایی تکامل جهانی که درآن وجدان و آزادی به عنوان دو ستون اساسی در تعالیم «نظم الهی و جهان» (ای.ان.کی) روشن میشود.
وجدان چیست و چرا حیاتیاست؟ — وجدان و آزادی
همانگونه که در نشستهای روحانی عمیق سیلور برچ با وضوح فراوان بیان شده است، وجدانی که الروح الأعظم به هر یک از ما اعطا کرده، نگهبان الهی و خودکار است. بدون تردید و دریچه به ما مینجنباند که کدام عمل برطبق قوانین جهانشمول درست است یا نادرست.
استاد ارغن اریکدال در اثر بنیادی خود «شناخت خود» تأکید میکند که وجدان تنها مجموعهای از اخلاقیات اجتماعی مصنوعی نیست. این موتور پویای تکامل است که تأمل عمیق بر معنای اعمال و انتقاد خودآگاهانهای آگاهانه را میطلبد، پیوسته موجود را به سوی نیکی و حقیقت رانده میکند.
بیداری وجدان و واقعیت «وجدان متعقل»
بر اساس تعلیم تکاندهندهاسطوری گوردجیف، این عضو واقعی که از تولد در درون ما وجود دارد—وجدان الهی—عموماً توسط پوستهای ضخیم که از دروغهای خود بافتهشده است پنهان میشود. این پوسته سخت تنها توسط رنج شدید یا شوکهایی که خود را به ریشه تز میرساند میتواند شکسته شود. همانگونه که توسط پی. دی. اوسپنسکی و موریس نیکول نظامبندی شده است، مکانیزمهای دفاعی مصنوعی بسیاری در ذهن ما که «بافرها» نام دارند، از دیدن تناقضات درونی خود در تمام برهنگی جلوگیری میکنند، بنابراین پیوسته از ما میگیریند که با وجدان خالص و بیدار عمل کنیم.
مفهوم «وجدان متعقل» که استاد ارغن اریکدال با دقت در نوشتههای خود تأکید کرده است، تنها سیل احساس یا عقل خشک نیست. این مفهوم نقطه نهایی ترکیب و تعادل است که عقل متعقلشده و تشخیصدهنده را با وجدان خالص بافت میدهد. همانگونه که استاد ارغن اریکدال به وضوح بیان کرده است، عمل با وجدان متعقل نه برای کسب «استحقاق» یا رضایت دیگران است، بلکه انجام آنچه در آن لحظه ضروریترین است با فهم آگاهانه خود—با شجاعت و فداکاری.
در چشمانداز وجودی باشکوه ای.ان.کی (نظم الهی و جهان)، درحالیکه این سطوح بالاتر وجدان دست در دست رنج و تقدیس میروند، منافع شخصی و مادی که با طمع فراوان در سطوح پایینتر تعقیب میشود جای خود را به واقعیت الهی «بیخودی» میدهد که بر عشق وظیفه استوار است.
همانگونه که در تعلیم موریس نیکول با عمق بحث شده است، انسان ماشینی عادی اراده دروغینی دارد که از هزاران خواهش گذراستموضوع که توسط تأثیرات بیرونی تشکیل شدهاند و با یکدیگر جنگ دارند. آزادی حقیقی و مطلق تنها با داشتن اراده واقعی حکمران شده توسط «خود واقعی» آگاهانه، تقسیمناپذیر و دائم ممکن است. با رویکرد بیرحمانهی گوردجیف که همچنان چشمباز کننده است، در حالت بیدارینیمه فعلی، ما ماشینهایی هستیم که برده شرایط بیرونی، تأثیرات و انجمنها هستیم—قادر به انجام حتی سادهترین کاری که تصمیم میگیریم. همانگونه که بهویژه در اثر نیکول تأکید شده است، آزادی درونی واقعی تسلیم به تکانههای لحظهای یا خواهشهای سودمند نیست (کردن آنچه دوست داریم)؛ این توانایی خود را رها کردن از دروغهای درونی، توهم شخصیت دروغین، و آن «حسابهای درونی» سمیای است که مخفیانه علیه دیگران نگه میداریم با مشاهده خود با صداقت بیرحمانه. (همچنین بخوانید: آزادی روحانی)
بر اساس حقیقت کیهانی که توسط اطلاعات عنوانشده با عنوان اصول وجودی که توسط استاد ارغن اریکدال تهیه شده است یادآوری میشود، آزادی واقعی بسیار فراتر از محدودیتهای دنیوی است—متضاد آن بندگی است—این «آزادی انتخاب» بیپایان، مطلق و تاریخی است که هر موجود از خلقت خود میآورد. همانگونه که از یافتههای تکاندهندهای که دکتر مایکل نیوتن از دهها هزار نشست رگرسیون روحانی به دست آورده است بیان میشود، اگر ما به جاودانگی روح و برنامه زندگی اعتقاد داریم، این اراده آزادانه عظیم که ما داریم منطقیترین باید مسئولیت اخلاقی را در بر گیرد. بنابراین، زندگی و تقدیر فعلی ما در واقع ترکیبی از مجموع انتخابهای آزادانه قبلی است. (همچنین بخوانید: معماری کیهانی)
رابطه میان وجدان و آزادی: رقص جهانشمول هماهنگی الهی
خواندهیهای جهانشمول ادگار کیسی که در حالت خواب عمیق انجام شدهاند، این عدالت کیهانی را نیز به شدت تأیید میکنند؛ کارما، قانون بینقص علت و معلول که در جهان عمل میکند، مدرسه تربیتی الهی ناپذیری است. این امکان به موجود یافتن خرد واقعی را با پرداخت بدهیهای جهانی و تجربه شخصی نتایج اعمال آزادانهای خود میدهد.
در اثر بینظیری عنوانشده سرنوشت و لزوم توسط استاد دکتر بدری رهسلمن، بنیانگذار روحگرائی نوین، دینامیک وجدان و آزادی با این بیان روشن خلاصه میشود که سرنوشت اجتنابناپذیر ما توسط نتایج (لزوم) که علل آزادانه انتخابشده توسط موجودها در قوانین اراده الهی ایجاد میکنند تشکیل مییابد. همانگونه که رهسلمن با تأکید برجسته میکند، از آنجا که سرنوشت انسانها توسط اعمال و جنبشهای آزادانه آنان تعیین میشود تا اینکه سلطه خارجی و دلبخواهانه، مسئولیت کیهانی عمیقی ناشی میشود. تنها قاضی، ترازو و متوازنکننده این مسئولیت وجدان بیدار انسان است.
همانگونه که در فلسفه اصول وجودی به تفصیل توضیح داده شده است، موجودی که دارای آزادی انتخاب است به طور کامل آزاد است تا جهت تکامل خود را تعیین کند؛ با این حال، به دلیل عمل بیاشتباه قانون علت و معلول، دیر یا زود با نتایج تمام اعمال خود روبهرو میشود—بهعبارت دیگر، خلق خود.
فلسفه ای.ان.کی (نظم الهی و جهان) این رقص باشکوه وجدان و آزادی را با چشمانداز کیهانی زیر ترکیب میکند: وقتی انسان آزادی اراده نامحدود خود را به سوی خودپرستی (تاریکی، خودپرستی، کینه) هدایت میکند، واکنشهای دردناکی از سیستم جهانی دریافت میکند. این واکنشها «دانش مقایسه» تکاندهندهای را در درون آنان ایجاد میکنند. از طریق تجربهای که کسب میکنند، عناصر پایینتر وجدان خود را تغذیه میکنند و همانگونه که به سوی بالا به سمت وظیفه (نور، فداکاری، خدمت به کل) روی میآورند، تکامل خود را سرعت میبخشند.
پیامی برای بشریت: بشریت متحد و عشق جهانشمول
در روشنایی «واقعیت بشریت متحد» و اصل برابری وجودی که توسط استاد ارغن اریکدال اشاره شده است، ما در آستانه عصری جدید میایستیم جاییکه بشریت باید تقسیمهای خود را کنار بگذارد و یک قلب شود. همانگونه که صدای جهانشمول در تعالیم سیلور برچ تکرار میشود: «ظلم ظلم را بهدنبال دارد، جنگ جنگ را، اما عشق و دلسوزی دلسوزی را بهدنبال دارند. آنچه پخش میکنید، دریافت خواهید کرد.» کلام مشترک خواندهیهای جهانشمول ادگار کیسی و تعالیم روحانی مختلف این است که انسانها مجبور هستند تا آمال دنیوی و خودپرستانه را کنار بگذارند و حول یک هدف واحد متحد شوند که بر بنیاد برابری، برادری و فهم استوار است.
همانگونه که کارل گوستاو یونگ از طریق تحلیلهای عمیق خود هشدار داده است، انسان جدید باید پشت داگماها، «-ایسمها» و تودههای مکانیکی پنهان شدن را متوقف کند و یاد بگیرد دوباره عشق ورزد درحالیکه مسئولیت شخصی برای کرامت بشری را بر عهده میگیرد. بر اساس قوانین ناشکستپذیر نظم الهی، بحرانهای عظیم، آشوب و رنجهایی که تجربه میکنیم در واقع دردهای تولد هستند که بشریت را برای حوزههای بینهایت، درخشان و روشن عشق آماده میکند.
ما باید اکنون دست در دست شویم تا دیوارهای ترس، جهل، غرور و خودپرستی را که با دستهای خود ساختهایم درهم بریزیم. ما در این جهان برای فروبلعیدن یکدیگر در تاریکی و مکانیسمهای کور نیستیم؛ برعکس، ما اینجا هستیم تا «نور» وجود را از طریق برادری جهانشمول آگاهانه تقویت کنیم. بیایید، بگذارید با هم به صدای آن نگهبان الهی درون خود—وجدان ما که پایدار است—گوش دهیم. زیرا تنها قدرتی که فردای ما را روشن خواهد کرد این عشق بیشرط گسترده است که تمام تفاوتهای ما را در برمیگیرد، و «وجدان متعقل» که میفهمد ما یکدیگر را در عهده داریم. آزادی واقعی ما در آن لحظه مقدسی آغاز خواهد شد وقتیکه منتظر نجاتدهنده خارجی بماندن را متوقف کنیم، یکدیگر را ماننند خود دوست بداریم، و آگاهانه به کنار هم با هماهنگی باشکوه جهان پیوند بخوریم.
در گفتگو شرکت کنید: من شما را دعوت میکنم تا انعکاسهای خود را به اشتراک بگذارید و با جامعهای جهانگسترده از جوسترگران در [صفحه Medium] درگیر شوید. بیایید با هم کاوش کنیم
منابع / کتابنامه
- Bedri Ruhselman, Destiny and Necessity (Mukadderat ve İcabat)
- Bedri Ruhselman (Compiled by), The Divine Order and the Universe
- Carl Gustav Jung, The Undiscovered Self
- Edgar Cayce, The Destiny of Man
- Ergun Arikdal, Toward Change, Knowing Oneself, Evolution
- Ergun Arikdal, Existential Principles
- G.I. Gurdjieff, Views from the Real World
- Maurice Nicoll, Psychological Commentaries on the Teaching of Gurdjieff and Ouspensky
- Michael Newton, Destiny of Souls
- P.D. Ouspensky, The Psychology of Man’s Possible Evolution
- The Teachings of Silver Birch (Wisdom from the Afterlife)
گوش دهید درحالیکه میخوانیدسفر نجومی — سفر صوتی خارج از بدناز بردگی درونی تا آزادی کیهانی — سفر نجومی — موسیقی برای فراتر رفتن از محدودیتهای فیزیکی.گوش دهید در Sonat Mundi →Sonat Mundi — United Colours of Sound | موسیقی مراقبه و آگاهی