⏱ 1 دقیقه مطالعه
در طول تاریخ بشریت، کم مفاهیمی به اندازه سرنوشت مورد بحث گسترده، تأمل عمیق و سوءفهم فراوان قرار گرفته است. بیشتر مردم تقدیر را متن سختگیریای میدانند که از زمان تولد بر پیشانی ما حک شده است — چیزی که هرگز نمیتوان تغییر داد و ما را بیدفاع پیش هرجومرج جهان میگذارد. اما هنگامی که به اعماق سنتهای متنوع روحانی، فلسفی و عرفانی فرو میرویم، تصویری بنیادین متفاوت از سرنوشت و اختیار آزاد بروز مییابد: سرنوشت نه فرمانی کور. این نظام شکوهمند رشد و تکامل روحی است، شکلگرفته از اختیار آزاد ما و تحت حاکمیت عدالت الهی. در این بررسی، ارتباط عمیق میان سرنوشت و اختیار را از دریچه منابعی که ظاهراً متفاوت اما به حقیقت کیهانی واحد اشاره میکنند، بررسی خواهیم کرد.

تاوان تجهم: واقعیت عینیتبخشی
برای درک صحیح سرنوشت، ابتدا باید رایجترین تحریف را کنار نهیم: تجهم.
همانطور که دکتر بدری رهسلمن در اثر خود مقدرات و اجابات (تقدیر و ضرورت) توضیح میدهد، تجهم اعتقاد اشتباهی است بر اینکه هر رویدادی در جهان تا ابد از طرف الوهیت مقرّر شده و اختیار انسان هیچ قدرتی برای تغییر آن ندارد — دیدگاهی که انسان را به ماشینی بیذات تنزل میدهد. رهسلمن به حق میپرسد: اگر تجهم مطلق درست بود، تلاش، انتخاب اخلاقی و مسئولیت شخصی چه معنایی داشتند؟ چگونه میتوان کسی را مسئول اعمالی دانست که بر آن هیچ کنترلی نداشت و این را با عدالت الهی معنای بخشید؟
سازوکار واقعی حاکم بر جهان، عینیتبخشی است — اصل علیت. همانطور که رهسلمن در آثار روح و کائنات و مقدرات و اجابات تفصیل میدهد، قانونی که کیهان را حاکم میکند بیان میکند که هر عملی نتیجه علّتی پیشین و بذر اثری بعدی است. هیچ چیز در این جهان — کوچکترین رویداد نیز — فرزند تصادف نیست. به سخن رهسلمن، آنچه ما سرنوشت یا تقدیر مینامیم، سادگیاش این است: برداشت بذری است که خود از طریق آرزوها، اختیار و تلاش خود کاشتهایم، در چارچوب این قوانین الهی بیخطا شکوفا میشود. شفافیت مسئله سرنوشت و اختیار دقیقاً در اینجاست: نه یک دست نهانی بلکه اعمال و نیّات خود ما سرنوشت ما را میسازند.
مدرسه زمین: تکامل روحی از طریق تجربه
اگر خود سرنوشت خود را میسازیم، چرا گاهی در زندگیهایی پر از رنج و درد غوطهور میشویم؟ پاسخ در خود مقصد وجود انسان بر روی زمین نهفته است — تکامل روحی. همانگونه که ارگون اریکدال در اثر خود تکامل به زیبایی خلاصه میکند، زندگی زمینی ابزاری شکوهمند است که درخدمت رشد روحی روح ما عمل میکند. ما بدینجا نه برای رضایت مادی آمدهایم، بلکه برای گسترش ظرفیت روحی خود از طریق تجربه — و مکرر و ارتجاعاً بازگشتیم. براساس نظر اریکدال، یک زندگی تنها نمیتواند بینهایت نیازهای روح را برآورده کند. بدینسبب، تناسخ اروح — دوبارهتولد در زنجیر عینی شرایط زندگیهای پیوسته — ضرورتی اساسی است.
سرنوشت روحها مایکل نیوتن این حقیقت یکسان را از زاویهای متفاوت نشان میدهد: ما قربانی نیستیم. پیش از آمدن به زمین، خود ما — با اختیار آزاد و راهنمایی مربیان روحانی خود — انتخاب میکنیم کدام بدن را درباز کنیم و کدام چالشها را پذیرایم. پژوهش نیوتن نشان میدهد، بیشتر افراد از پیش دربارة مبارزات سخت زندگی آتی خود میدانستند و آن را با دلایل محکمی برای خود تکامل روحی درخواست کرده بودند. رنجهای این جهان، در بخش تعادل بین سرنوشت و اختیار، مواد آموزشیاند که روح ما را میپختهاند.
کارما: نه مجازات، بلکه معلّم مهربان
در فلسفه شرقی، اصلی که به نام کارما شناخته میشود — “کنی ببینی” — قانون جزا و رویزش است. بیشتر مردم کارما را مجازات سنگینی میبینند که از بالا برانیکته شده. اما درک رابطه سرنوشت و اختیار نیازمند فهم درست کارما است: همانگونه که ادگار کیس در خانههای بسیار و آثار وابسته بیان میکند، کارما به هیچ وجه سازوکار تجهمگرا یا تنبیهی نیست.
این نظام آموزشی مهربان و روحانی است که عدالت را تضمین و تکامل روحی را تعیین میکند. همانطور که کیس تاکید میکند، اصل “هر آنکه به شمشیر بکشد، به شمشیر خواهد کشته شد” بدین منظور وجود دارد که انسانها — با حس کردن درون خود — چه معنی دارد رنجش را بر دیگران تحمیل کردن.
بهطور مشابه، راهنمای روحانی سیلور برچ در نور از سیلور برچ و حکمت از سوی دیگری همین حقیقت را با کلمات متفاوت بیان میکند: قانون علت و معلول بیعیب در سراسر کیهان عمل میکند. هر رنجش که با دانش یا بیدانش بر دیگران میروزانیم، باید سرانجام متعادل شود.
براساس نظر این راهنمایان، مقصد این قانون نه کینهتوزی علیه بشریت است — اینها هستند برای آموزش ما بر بیداری، شفقت، و سرانجام رسیدن به محبت الهی. تنگدستیهای ما در حین بازپرداخت بدهیهای گذشته فرصتهایی برای روحهای ما تا خود را از زنجیر رهاد کنند.
قانون تصادف و قانون سرنوشت: خوابآلود در برابر بیدار
یکی از روشنترین دیدگاهها در سرنوشت و اختیار، این است که انسانها بسته به سطح بیداری درونی خود، تحت قوانین مختلفی از جهان عمل میکنند. همانطور که پیدی اوسپنسکی در روانشناسی تکامل ممکن انسان توضیح میدهد و موریس نیکول در تحلیلهای روانشناختی بر تعلیمات گوردجیف و اوسپنسکی گسترش میدهد، انسان عادی — زندگیکنندگی مکانیکی و بخود بیناخود — درواقع سرنوشت حقیقی ندارد. چنین فردی تحت قانون تصادف است: از ذات خود و مقصد درونی خود منقطعشده، از پیش دورانهای تصادفی بیرونی تکانخورده، دیگران را تقلید کرده و از طریق شخصیت دروغین عمل میکند — نفس. همانگونه که نیکول میگوید، فردی که از طریق شخصیت دروغین خود زندگی میکند، مانند برگای است که در باد پاشیدهشود: هر لحظه ممکن است تصادف یا فاجعهای تصادفی او را فرا گیرد، بنحوی بنابر ترتیب هیچ کنترلی در دستش نیست.
اما هنگامی که فرد شروع به بیداری میکند — هنگامی که نقابهای دروغین خود را برداشته و پتانسیل واقعی درون خود، ذات خود را کشف میکند — همهچیز تغییر مییابد. هنگامی که پاسخ مکانیکی به رویدادهای بیرونی را متوقفکرده و آگاه میشود، از قانون تصادف به قانون سرنوشت منتقل میشود.
سرنوشت در این متن نه چیزیای است برای بیمریزی، بلکه قانونی درونی و محافظ است که ما را به سوی مقصد واقعی وجود خود هدایت میکند. همانگونه که اوسپنسکی بیان میکند، تنها هنگامی که فرد به ذات خود برگشته و اراده واقعی کسب میکند، قدرت ساختن سرنوشت و آینده خود را کسب میکند. در حالی که خوابآلود اسیر تصادف است، بیدار — با آگاهی از سرنوشت و اختیار — خودش ربّ سرنوشت خود میشود.
دیدگاه صوفیانه: دانش پیرو معلوم است
ما این بعد درونی سرنوشت را با عمق مساوی در تعلیمات محیالدین ابن عربی، یکی از فیلسوفان برجسته عرفان اسلامی، مییابیم. در آثاری چون فصوص الحکم (جواهر الحکمة)، لب اللب (هسته هسته) و تفسیر الکبیر، ابن عربی دیدگاه نفوذپذیری درباره سرنوشت ارائه میدهد: خداوند برای هیچ موجودی سرنوشت خودسرانهای نوشته است.
یکی از بزرگترین اسرار که ابن عربی در فصوص الحکم آشکار میکند، اصل “علم تبع للمعلوم است” (دانش پیرو معلوم است). این معنی است که خداوند سرنوشت موجودی را با نگاه به پتانسیل و تقاضاهای ذاتی درون نمونه ابدی آن موجود (اعیان ثابته) در دانش الهی میشناسد و متناسب با آن آن را ظاهر میسازد.
ابن عربی بیان میکند که هرچیز که بر انسانی نازل میشود، درحقیقت از ذات و حالات خود آن انسان سرچشمه میگیرد — نه خیر و نه شر از کسی دیگر بر بندهای نیاید جز از روح خویش. خالق (الحق) به هر موجود فرصت میدهد که در جهت استعداد و تمایل ذاتی خود تجلّی بخشد.
بنابراین، ما باید بدبختیها را نه با جستجوی مقصرین بیرونی، بلکه با پیکار درونی ارزیابی کنیم و آنها را تصویری از نیازهای تکاملی خود میفهمیم. سرنوشت و اختیار معنای خود را در این آینه الهی مییابند. جهان آینه بزرگی الهی است که در آن واقعیت سرنوشت و اختیار هر موجود را اجازه میدهد تا حقیقت ذاتی خود را تجربه کند.
سرنوشت و اختیار: قدرت تغییر آینده
با نظر به تمام بحثهای انجامشده، پرسش منطقی ممکن است مطرح شود: “با کارمای گذشته و برنامههایی که پیش از تولد کاشتهایم، آیا ما در این زندگی عروسکهای بیاختیار هستیم؟” پاسخی که ارگون اریکدال در سریال خودشناسی و تکامل ارائه میدهد، و همچنین سیلور برچ در حکمت از سوی دیگری بیان میکند، قاطع است: اصلاً نه! حقیقت سرنوشت و اختیار روشن است: انسانها در هر لحظه دارای اختیار آزاد هستند.
همانگونه که سیلور برچ در حکمت از سوی دیگری و تفکیک نیست در محبت تاکید میکند، بله، اختیار آزاد ما نامحدود یا بیکران نیست. این توسط قوانین جهانی و بارهای کارمایی که از گذشته میکشیم، محدود است. برخی رویدادها و چالشهایی که ما با آنها روبهرو میشویم ممکن است مقرر و از قبل تعیینشده باشند — نتیجه اعمال قبلی. با اینحال، اختیار آزاد در نحوه پاسخ دهی ما به این شرایط نهفته است. در برابر تنگدستی یکسان، ما میتوانیم سرکشیکنیم و خشمناک شویم، کارمای خود را سنگینتر کنیم — یا میتوانیم آن چالش را با محبت، صبر و درک ملاقات کنیم، با موفقیت آن امتحان را پاس کنیم.
همانگونه که در تبلیغات برنامه صادقان بیان شده است، استفاده از اختیار ما در جهت درست — گوشدادن به صدای وجدان خود — شایستگی ما را افزایش میدهد و ما را به مرحلهای نویند و روشنتر از تکامل میبرد. همانگونه که ادگار کیس به زیبایی خلاصه میکند، اختیار تنها عنصر حاکم است که قدرت تغییر الگو و سرنوشتی را دارد که اعمال قبلی روح خود آن را آفریده است.
مانند شیری در قفس، ما ممکن است محدودیتهای خاصی داشته باشیم — اما نحوه رفتار ما در درون آن قفس کاملاً به ما بستگی دارد. هنگامی که انتخاب و فکر خود را با محبت و شفقت پر میکنیم، قدرت زیباسازی خط آینده سرنوشت خود را داریم.
نتیجه: ما معماران سرنوشت خود هستیم
برای خلاصه، پیام مشترک تمام این منابع حکمت عمیق این است: سرنوشت نمایشنامهای تراژیک نیست که شخص دیگری نوشته و ما را بر آن وادار ساخته است. دکتر بدری رهسلمن، ارگون اریکدال، گوردجیف، اوسپنسکی، ابن عربی، ادگار کیس و سیلور برچ — سرزمینی مشترک که این روشنفکران از سنتهای متفاوت در آن همگرا میشوند، روشن است: سرنوشت و اختیار آزاد ترکیبی شکوهمند از عدالت بیخطای قوانین کیهانی و انتخابهاییاند که از گذشته تا حال با اختیار خود میکاشتیم.
هیچ رنجی در زندگیهای ما بیهوده نیست؛ هیچ دیدار تصادفی نیست. آنها همه فرصتهای آموزشیاند که پیش رویمان گذاشتهشده تا ذات درون خود را بیدار کنیم، خود را از زنجیر نفس و شخصیت دروغین رهاد کنیم و به محبت فراگیر دست یابیم.
ما نمیتوانیم از سرنوشت خود فرار کنیم، اما با درک آن و قرار دادن وجدان، عقل و محبت خود در هر لحظه راهنما، میتوانیم کاپیتان کشتی تکامل خود شویم. ما اسیران بیاختیار جهان نیستیم — ما موجودات قدرتمندی هستیم با توانایی آغازی نو در هر لحظه، با دوستی سرنوشت خود را پذیرفته و مسئولیت آن را بهدوش کشیم.
منابع:
- رهسلمن، بدری — مقدرات و اجابات (تقدیر و ضرورت)، 1953، کلتور باسمهوی، استانبول.
- رهسلمن، بدری — روح و کائنات (روح و کیهان)، 3 جلد، 1946، گایرت کتابهوی، استانبول.
- اریکدال، ارگون — تکامل (تکامل روحی)، 1999، روح و ماده یایینلاری، استانبول.
- اریکدال، ارگون — خودشناسی (شناخت خود)، 1998، روح و ماده یایینلاری، استانبول.
- نیوتن، مایکل — سرنوشت روحها (Destiny of Souls)، 2000، انتشارات لوئلین.
- کیس، ادگار — خانههای بسیار (Many Mansions) (گردآوری شده)، انتشارات ایآرای.
- سفید عقاب — آفریننده نور (The Light Bringer)، 1993، صندوق انتشارات White Eagle.
- سیلور برچ — نور از سیلور برچ (Light from Silver Birch)، 1982، مطبوعات روحانی.
- سیلور برچ — تفکیک نیست در محبت (There Is No Separation in Love)، روح و ماده یایینلاری، استانبول.
- اوسپنسکی، پیدی — روانشناسی تکامل ممکن انسان (The Psychology of Man’s Possible Evolution)، 1950، انتشارات Hedgehog.
- نیکول، موریس — تحلیلهای روانشناختی بر تعلیمات گوردجیف و اوسپنسکی (Psychological Commentaries on the Teaching of Gurdjieff and Ouspensky)، 5 جلد، 1952-1956، Vincent Stuart.
- ابن عربی، محیالدین — فصوص الحکم (جواهر الحکمة)، ترجمه آردابلیوجی آستین، 1980، انتشارات Paulist.
- ابن عربی، محیالدین — لب اللب (هسته هسته)، ترجمه اسماعیل حقی برسوی، انتشارات Beshara.
- ابن عربی، محیالدین — تفسیر الکبیر، 2 جلد، 2007، کتسان یایینلاری، استانبول.
- تبلیغات برنامه صادقان (Communications from the Faithful Plan)، 1983، روح و ماده یایینلاری، استانبول.
گوشدادن هنگام خواندن سفر فرکانسی — سفر مغز کامل قوانین کیهانی و تکامل — طیف کامل آگاهی — سفری تأمل مدتدار دو ساعت که تمام لایههای آگاهی را پوشش میدهد. گوشدادن بر روی سونات مندی → سونات مندی — رنگهای متحده صدا | موسیقی تأمل و آگاهی