⏱ 1 دقیقه مطالعه
مقدمه: منبع واقعی قدرت کجاست؟
جهان مادی، سرشار از بزرگیهای خیرهکننده، تودههای عظیم و نمایشهای خشن نیرو است که حواس ما در برابرمان میگسترانند. ادراک انسانی، در نگاه نخست، تمایل دارد قدرت را در بزرگی اجسام، وزن مشهود یا حجم مادی آنها جستوجو کند. اما آموزههای کهن که قوانین جهانی و دانشهای روحی را ژرفکاوی میکنند، نشان میدهند که این ادراک مادی، توهمی بزرگ بیش نیست. قدرت واقعی، نه در جرم یک شیء ساکن، بلکه در تداوم پایدارِ کنشی نامرئی، خمناپذیر و کشیده در طول زمان نهفته است. این نوشتار، پرسش «منبع واقعی قدرت» را در پرتو حکمت کهن و آموزههای نو-معنوی جستوجو میکند.
عبارتِ «قدرت، نه در جرم شیء، بلکه در پایداریِ کنش در طول زمان است»، از منظر فلسفه معنوی و قوانین کیهانی به حقیقتی بسیار ژرف اشاره دارد. جرم، نمایانگر ماده خام، سکون، صورت و ناپایداری است؛ حال آنکه پایداریِ کشیده در طول زمان، نمایانگر اراده روحی، جهد، صبر فعال و تدریج (رشد گامبهگام) است. در این نوشتار، تبیینهایی را که مکاتب نو-معنوی، حکیمان کهن و جریانهای باطنی نوین دربارهی این مفهوم ارائه دادهاند، در چارچوب مفاهیم ماده، کنش، اراده و زمان بررسی خواهیم کرد.

جرم و سکون: توهم ذهن مادی
جرم مادی، در ذات خود ساکن است و از توانایی حرکت خودانگیخته محروم است. استاد دکتر بدری روحسلمان در اثری که خود گردآوری کرده، نظم الهی و کائنات، توضیح میدهد که ماده اصیلِ سازنده بنیادین جهان «بذاته عاطل» یعنی بهخودیخود کاملاً بیحرکت است [۱]. ماده بهخودیخود قادر به هیچ حرکت هدفمندی نیست؛ آن تنها در برابر تأثیراتی که از اصل نخستینِ روح تراوش میکند، شکل میگیرد، صورت میپذیرد و به حرکت درمیآید [۲]. از این منظر، قدرتی که به جرم نسبت داده میشود، در واقع چیزی نیست جز بازتاب خامِ انرژیای موقت که از بیرون، یعنی از صفحه روحی، به آن دمیده شده است. استاد دکتر بدری روحسلمان در دیدگاههای نو-معنوی خود نشان میدهد که حیات را نمیتوان با دیدگاههای فیزیکی، شیمیایی و مکانیکی تبیین کرد، بلکه تنها با نیروی آفریننده روح میتوان آن را توضیح داد [۳].
در آموزههای کهن، اینکه انسان خود را صرفاً همین جرم مادی (بدن و صورت جسمانی) بداند، بزرگترین دلیل در خواب بودن اوست. گئورگی ایوانوویچ گورجیف در اثر خود، مناظر از دنیای واقعی، استدلال میکند که انسان معمولی به تنهایی قادر به انجام هیچ کاری نیست و «ماشینی» مکانیکی است که شرایط بیرونی آن را هدایت میکند [۴]. ماشین، یعنی جرم فیزیکی انسان، در درون خود هیچ اراده پایداری در بر ندارد. اراده و قدرت، نه در هستی ساکن جرم، بلکه در پویاییِ روحیای نهفته است که آن جرم را به سوی هدفی آگاهانه هدایت میکند و خودکاریِ تأثیرات بیرونی را میشکند. پیوتر دمیانوویچ اوسپنسکی در اثر خود، حقیقت انسان: «خودشناسی»، بیان میکند که کوشش برای خودمشاهدهگری، نخستین گام برای بیدار شدن از این خواب مکانیکی است [۵].
در اثر سرنوشت انسان، که از جلسات مدیومی ادگار کیسی گردآوری شده، نیز با تأکیدی مشابه روبهرو میشویم. ادگار کیسی بیان میکند که در جهان، تنها یک حقیقتِ قدرت وجود دارد و هر انسانی این قدرت را با درک خویش صورتبندی میکند [۶]. ادگار کیسی که بر این نکته تأکید میکند که روح «سازنده بزرگ» است و باید با فراتر رفتن از نیروهای جسمانی اوج بگیرد، میگوید انسان سرنوشت خویش را با دستان خود میسازد [۷]. از اینرو، در حالی که بزرگیِ ساکنِ جرم در برابر زمان محکوم به ذوب شدن و از میان رفتن است، پایداریِ کنشِ روح، همچون سازندهای جاودان باقی میماند.
کنش و جهد: بیداری اراده و «کوشش فزاینده»
دگرگون شدنِ قدرت به کنش، در اصطلاحشناسی معنوی با مفاهیم «جهد» و «کوشش» توضیح داده میشود. صرفاً دانستن یا خواستن چیزی در ذهن، قدرتی واقعی پدید نمیآورد. چنانکه گئورگی ایوانوویچ گورجیف اشاره میکند، میل به دستیابی به چیزی ممکن است بهطور تصادفی در ذهن انسان پدیدار شود؛ اما تا زمانی که این میل تنها یک اندیشه برهنه در سر باقی بماند، انسان همانگونه که بود میماند و هیچ چیز تغییر نمیکند [۸]. آنچه دگرگونی و قدرت را میآفریند، جاری شدن اراده در کنش و جهدی است که این کنش در برابر موانع مادی از خود نشان میدهد.
استاد ارگون آریکدال، در اثر خود خودشناسی، بر اهمیت اراده و جهد برای پیشرفت در مسیر تکامل و فراتر رفتن از مرزهای جاذبه مادی تأکید میکند [۹]. این کوشش با آن پیوند دارد که انسان مرزهای خود را به چالش بکشد و حتی پس از تحلیل رفتن انرژی موجودش، با کوششی بزرگ خود را بازیابد و به کنش ادامه دهد. استاد ارگون آریکدال بر این باور است که تنها پس از بهکار بستن این مبارزه و جهد درونی است که انسان به معنای واقعی و ادراک کنش خویش دست مییابد؛ حرکات معمولی و خودکاری که بدون این کوشش انجام میشوند، هیچ توان درک پایداری در روح پدید نمیآورند [۱۰].
پیوتر دمیانوویچ اوسپنسکی نیز مینویسد که بیداری روحی و یگانگی (وحدت) تنها از رهگذر مبارزهای درونی، یعنی اصطکاک میان «آری» و «نه»، به دست میآید [۱۱]. اگر انسانی بدون هیچ مبارزه درونی، همچون برگی در برابر باد رها شود، همانگونه که هست باقی خواهد ماند. اما اگر در کنش، خطی قاطع و پایدار دنبال شود، ویژگیهای پایدار در ساختار روحی شکل میگیرند و «تبلور» یعنی ثباتیابی آغاز میشود [۱۲]. این تبلور، همان صورتِ عینیتیافتهیِ کوششِ پایدارِ کنش در طول زمان، در پیکره روحی است.
پایداریِ کشیده در طول زمان: صبر فعال و تدریج
در قلبِ مفهومِ «پایداریِ کشیده در طول زمان»، دو ستون بزرگ روحی جای دارند: صبر فعال و تدریج (شدن گامبهگام). در فلسفه معنوی، صبر نه تحملی منفعل و نه انتظاری کرخت، بلکه نیرویی کاملاً آگاهانه و پویا است. قانونِ «صبر، مادرِ اراده است» که گئورگی ایوانوویچ گورجیف نقل میکند، این حقیقت را به بلیغترین شکل بیان میکند [۱۳]. صبر فعال، توانایی ادامهدادن کنش در برابر دشواریها و نیروهای مخالفِ راهِ تحقق یک هدف است؛ نه با انکار یا خشونت، بلکه با خردی دگرگونساز که سازگاریِ آن وضعیت را فراهم میآورد [۱۴].
صفحات روحیِ والا که حکمت کهن را به جهان ما منتقل میکنند، تأکید دارند که رشد روح هرگز نمیتواند شتابزده باشد. سیلور برچ در جلسات خود یادآوری میکند که هر چیزی در طبیعت، در انجامِ وظیفهاش، در کاری آرام، صبور و آهسته به سر میبرد [۱۵]. سیلور برچ در اثر خود، حکمتی از جهان دیگر، بیان میکند که قدرت روح و توان شفابخشی آن تنها بهگونهای تدریجی (اندکاندک) گشوده میشود و طرح کیهانی گامبهگام تحقق مییابد [۱۶]. قدرت، نه در جهشی ناگهانی، بلکه در کنشِ رشدی است که آن دانه، در تاریکیِ زیر خاک، هر روز بهآرامی و با پایداری از خود نشان میدهد.
آموزههای عقاب سفید (White Eagle) نیز اهمیت نشاندادن صبر در این راه را با این سخنان تأیید میکند: «هرگاه کنترل صبر، افکار و هیجانات خود را از دست بدهید، جریان روحی شما دچار مانع خواهد شد» [۱۷]. عقاب سفید در اثر خود، آفرینش زندگی زیبا، نیز بیان میکند که هرگز نباید رشد روحی را با شتابزدگی و زور آزمود، و پیشرفتی ساده، آهسته و طبیعی روشی بهمراتب بهتر است [۱۸]. ادامهدادن مبارزه روح در برابر پرده سنگین و تردیدهای جهان مادی، بدون خاموش کردن نور درونی خویش، همان پایداریِ کشیده در طول زمان است [۱۹].
در رشد روحی، زمان بُعدی بهکلی متفاوت از تیکتاکِ ساعتها دارد. جبران خلیل جبران در اثر خود، پیامبر، میگوید هیچ بادنمایی نیست که بتواند مسیر آنان را که با باد سفر میکنند رقم بزند، و آنان که یوغ خود را میشکنند، با هیچ قانون بشری بسته نمیشوند [۲۰]. به باور جبران، هستیِ اصیل درون ما فراتر از زمان و مکان است. به همینسان، اکهارت توله نیز بر این باور است که ایگو و ذهن با بهبند کشیدن ما در توهم «زمان روانشناختی» معطوف به آینده، پیوسته قدرتمان را تحلیل میبرند، حال آنکه تنها جایگاه قدرت واقعی «همیناکنون» است [۲۱]. پایداریِ کشیده در طول زمان، یعنی ادامهدادن کنش در جریانی بیوقفه، بیآنکه در پشیمانیهای گذشته یا نگرانیهای آینده گرفتار شویم، و هر لحظه را با ژرفای عمودیِ «همیناکنون» یگانه سازیم [۲۲].
تکانه و دگرگونی انرژی
یکی از قوانینی که تداوم کنش را در صفحه مادی تضمین میکند، تکانه (مومنتوم) است. گئورگی ایوانوویچ گورجیف در آزمایشی درباره صرف انرژی، راز تکانه را چنین توضیح میدهد: پس از نخستین تلاش، مکثی پیش میآید و اگر در آن لحظه مکث بتوانیم آرام بمانیم، آنگاه میتوانیم از امتیازِ ارتعاشاتی که به دنبال آن مکث میآیند بهره بگیریم [۲۳]. این قانون فیزیکی، هنگامی که بر کارِ روحی منطبق شود، معنایی شگرف مییابد. نخستین کوششِ بیداری، انرژیای بالا میطلبد؛ اما وقتی این کنش با پایداری تکرار شود، تکانهای روحی شکل میگیرد و زیستنِ آگاهانه بهتدریج به حالتی طبیعی برای انسان بدل میشود.
کنشِ پایدار، مستقیماً با اصل پایستگیِ انرژی نیز پیوند دارد. چنانکه در اثر آن سوی مرگ، برگرفته از جلسات روحیِ نقلشده توسط دلورس کانن، بیان شده، تباهیناپذیری و دگرگونیِ انرژی در صفحه روحی، اصلی بنیادین است [۲۴]. در حالی که در طبقه روحی، اندیشه یا نیت در همان لحظه تحقق مییابد، ورودِ زمان میان اندیشه و تجلیِ کنش در جهان مادی، مدرسهای کیهانی است که برای آموختنِ صبر به انسان طراحی شده است [۲۵]. در این مدرسه، پایداریِ کشیده در طول زمانِ نیت و کنش، بزرگترین قدرتی است که ماده خام (جرم) را صورت میبخشد.
به باور سیلور برچ، رنجها، بیماریها و دشواریهای زندگیِ زمینی، در واقع نقشِ «کاتالیزور»ی را ایفا میکنند که روح را قادر به کشفِ قدرت خویش میسازد [۲۶]. در زندگیِ آسان و راحت، تأثیری به روح نمیرسد؛ اما کنشِ پایدار و رنجی که در برابر دشواریها نشان داده میشود، فرایندی پالایشگر است که گوهر زرینِ نهفته در ژرفای روح را آشکار میسازد [۲۷]. قدرت، نه در آسایشِ ساکنِ جرم، بلکه در مبارزه پایداری است که در طول زمان برای فراتر رفتن از آن جرم انجام میشود.
نتیجهگیری: پیروزی کیهانیِ پایداری
در پرتو آموزههای کهن و دانشهای روحی، بهروشنی دیده میشود که جرم مادی، ناپایدار، محدود و بهطبیعتِ خود ساکن است. بدنِ فیزیکیِ انسان، جایگاه اجتماعی و امکانات مادیِ او (جرم)، توهمهایی هستند محکوم به نابودی در رودِ فرسایندهیِ زمان. تنها قدرتِ واقعی و پایدار، همان کنشِ پایدار و کشیده در طول زمان است که روح، با آگاه شدن از هستیِ خویش، در چارچوب قوانینِ علّیت (سبب-نتیجه) از خود نشان میدهد. و اینجاست، درست همینجا، در دلِ همین پایداری، که منبع واقعی قدرت نهفته است.
این پایداری، رهروییِ جاودانهای است که به یک زندگیِ زمینی محدود نمیماند، بلکه در طول تناسخها (بازتولدها) با پیمودنِ خطی مارپیچ اوج میگیرد [۲۸]. هستی، تا زمانی که در برابر هر مانعی که با آن روبهرو میشود، هر مصیبتی که از سر میگذراند و هر رنجی که میکشد، با بهکار بستنِ «قانون کوشش فزاینده» کنش خود را ادامه دهد، سکونِ جرم را میشکند و به آزادیِ روح میرسد. قدرت در جرمِ شیء نیست؛ زیرا جرم در نهایت صورتی است که از هم خواهد پاشید. قدرت همان پایداریِ مقدسِ کشیده در طول زمانِ کنشی است که به آن جرم جان میبخشد، آن را در هماهنگی با قوانین جهانی به ارتعاش درمیآورد و در دلِ بیکرانگی، در هر لحظه با آفرینشی نو میدرخشد.
پانوشتها و جزئیات ارجاع
- استاد دکتر بدری روحسلمان (گردآورنده)، نظم الهی و کائنات، استانبول: MTİAD Yayınları، ۲۰۱۳، ص. ۱۱.
- استاد دکتر بدری روحسلمان (گردآورنده)، نظم الهی و کائنات، ص. ۱۹.
- دیدگاههای متافیزیکی بدری روحسلمان، ص. ۱۷.
- گ. ای. گورجیف، مناظر از دنیای واقعی، استانبول: Ruh ve Madde Yayınları، ص. ۱۰۰-۱۰۱.
- پ. د. اوسپنسکی، حقیقت انسان: «خودشناسی»، استانبول: Ruh ve Madde Yayınları، ص. ۲۰۷.
- ادگار کیسی، سرنوشت انسان، ص. ۲۱۵.
- ادگار کیسی، سرنوشت انسان، ص. ۱۵۶-۱۵۷.
- گ. ای. گورجیف، مناظر از دنیای واقعی، ص. ۱۹۳.
- استاد ارگون آریکدال، خودشناسی، استانبول: Ruh ve Madde Yayınları، ص. ۳۶.
- استاد ارگون آریکدال، خودشناسی، ص. ۸۰.
- پ. د. اوسپنسکی، حقیقت انسان: «خودشناسی»، ص. ۳۳۵.
- پ. د. اوسپنسکی، حقیقت انسان: «خودشناسی»، ص. ۳۴.
- پ. د. اوسپنسکی، حقیقت انسان: «خودشناسی»، ص. ۳۳۰.
- موریس نیکول، تفسیرهای روانشناختی بر آموزه گورجیف و اوسپنسکی، جلد ۲، ص. ۲۷۷.
- سیلور برچ، حکمتی از جهان دیگر، استانبول: Ruh ve Madde Yayınları، ص. ۶۰.
- سیلور برچ، حکمتی از جهان دیگر، ص. ۶۱.
- عقاب سفید، پیوند میان دو جهان، استانبول: Ruh ve Madde Yayınları، ص. ۳۸.
- عقاب سفید، آفرینش زندگی زیبا، استانبول: Ruh ve Madde Yayınları، ص. ۴۴.
- عقاب سفید، پیوند میان دو جهان، ص. ۴۳.
- جبران خلیل جبران، پیامبر، ص. ۳۳۹.
- اکهارت توله، Varolmanın Gücü، ص. ۶۷۷.
- اکهارت توله، Varolmanın Gücü، ص. ۶۳.
- گ. ای. گورجیف، مناظر از دنیای واقعی، ص. ۳۱۲.
- دلورس کانن، آن سوی مرگ، ص. ۷۱۴.
- دلورس کانن، آن سوی مرگ، ص. ۷۱۵.
- سیلور برچ، حکمتی از جهان دیگر، ص. ۸۵.
- سیلور برچ، حکمتی از جهان دیگر، ص. ۱۶.
- استاد دکتر بدری روحسلمان (گردآورنده)، نظم الهی و کائنات، ص. ۱۰۶.
منابع
- آریکدال، ارگون. خودشناسی. استانبول: Ruh ve Madde Yayınları، ۱۹۹۸.
- عقاب سفید. آفرینش زندگی زیبا. استانبول: Ruh ve Madde Yayınları، ۱۹۸۳.
- عقاب سفید. پیوند میان دو جهان. استانبول: Ruh ve Madde Yayınları، ۱۹۸۳.
- کانن، دلورس. آن سوی مرگ. استانبول: Sınır Ötesi Yayınları، ۲۰۰۴.
- کیسی، ادگار. سرنوشت انسان. استانبول: Sınır Ötesi Yayınları، ۱۹۹۷.
- جبران، خلیل. پیامبر. استانبول: İz Yayıncılık، ۲۰۰۰.
- گورجیف، گئورگی ایوانوویچ. مناظر از دنیای واقعی. استانبول: Ruh ve Madde Yayınları، ۱۹۹۵. (درباره نویسنده)
- نیکول، موریس. تفسیرهای روانشناختی بر آموزه گورجیف و اوسپنسکی. استانبول: Ruh ve Madde Yayınları، ۲۰۰۱.
- اوسپنسکی، پیوتر دمیانوویچ. حقیقت انسان: «خودشناسی». استانبول: Ruh ve Madde Yayınları، ۱۹۹۴.
- روحسلمان، بدری (گردآورنده). نظم الهی و کائنات. استانبول: MTİAD Yayınları، ۲۰۱۳. (درباره نویسنده)
- سیلور برچ. حکمتی از جهان دیگر. استانبول: Ruh ve Madde Yayınları، ۱۹۹۲.
- توله، اکهارت. Varolmanın Gücü. استانبول: Akaşa Yayınları، ۲۰۰۷.